تبليغاتX
تبریز و من

روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: می­خواهم همین الآن يك برج بسازم!!!
کریشنا گفت: قبل از آنکه برج  بسازی باید  بروی  درس بخونی...
او آن مرد را به  سر کلاس برد و گفت: بسیار خوب حالا درس بخوان.
بعد از زنگ اول آن مرد دید حوصله کلاس و درس خواندن ندارد و خواست از كلاس جيم شود.
ریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمی­تواند در سر كلاس درس بنشيند و درس بخواند و در حالی که آن مرد جوان از درس هاي كه سر كلاس شنيده بود ،چيزي نفهميده بود کریشنا از او پرسید: وقتی در كلاس بودی به چه فکر می­کردی؟ به  مقاومت مصالح ،بتن ،كنترل پروژه ،علم ،دانش ،تخصص ؟

 مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر می­کردم  اسم ، مقام  و پول بود.

کریشنا گفت: درست است ،تو هرگز درس نخواهي خواند.

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  587 ام  
هفتصد سال

يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن ،وقتي توي پارك كه نه ،شهربازی با وسائل فرسوده و بدون ایمنی زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم!
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت :! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم .
فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .
مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: … اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد ! بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه ،
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!
نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند !!!
 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  586 ام  
هفتصد سال

از باب کپی رایت ما خیلی مشکل داریم ،ما يه عكسي گرفتيم از اين بيل بورد   (اوخر آذر ماه )،يه عزيزي هم از داغي مطلب عوض اينكه لينك بده ،فوري آپش كرد ،ايول مشتري هم كه فراوون ، "سند او كي "يا نمي دونم  مثلا  "آپلود ساكسسفول "نديده ،سيل كامنت واسش سرازير شد و ........ البته ايشون اون ته كامنتها نوشتند  هميني رو كه گفتم ،ولي خب شانس ماست ديگه ،داخل ()  نه لينك دادند نه حذف پست ،بهرحال ،روزگار رو مي بينيد گشت و گشت با ايميل اخوي در قالب يك فايل پي دي اف و يك سري سوالات چهار گزينه ايي در باب موضوع رسيد به خودم.
 حالا  به نظر شما عنوان اين پست يه خورده يه جوريي نيست ؟ به دلم ننشست ،مثلا به نظرتون فيدبك كپي رايت خوب بود يا  .....هيچي به ذهنم نمي آد!
 


بقيه اش رو داشته باشين
 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  593 ام  
هفتصد سال

خود سوزي  همون  Self-immolation  است بنا بعللي مجبور شديم به منابع و  رفرنس خارجي مراجعه كنيم ،زحمت ترجمه با خودتون.

Self-immolation is often used to refer to suicide by fire. The Latin root of immolate means sacrifice, rather than referring to burning, so more generally self-immolation means suicide without specifying the method. It is also called bonzo because Buddhist monks self-immolated in protest of the Vietnamese regime in 1963. In English literature prior to the mid-20th century, Buddhist monks were often referred to by the term bonze, particularly when describing monks from East Asia and French Indochina. This term is derived via Portuguese and French from the Japanese word bonsō for a priest or monk, and has become less common in modern literature.

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  589 ام  
هفتصد سال

خب امروز هم تو كارگاه نمدمالي مون ،ميريم سراغ بانك ملي .

سناريوي اول :

از چندوقت پيش از رئيس  بانک ،شعبه اي كه توش حساب داشتم ،پيگير  تهيه دستگاه رمزگير الكترونيك  بودم ،سال پيش اين موقعها رايگان توزيع كرده بودند ،رئيس گفته از سايت پگير باش ! خلاصه  ۲۶/۱۱/۸۷
بانك آگهي داد ،يا ما اونروز رويت كرديم  :


بانك ملي در نمايشگاه دستاوردهاي 30 ساله سازمان‌ها (سيمرغ) به متقاضيان استفاده از خدمات اینترنتی (سبا)، دستگاه رمزگير الكترونيك رایگان و فعال‌سازي فوري ارائه مي‌كند. اين نمايشگاه در مصلاي تهران از ساعت 8 تا 18 روزهاي 21 الي 25 بهمن ماه جاري  برگزار مي‌شود !!

خب شهرستاني ها چي ؟!


سناريوي دو :

يكي از بچه هاي بانك گفت اونرو بيخيال ،برو دنبال همراه بانك ، خلاصه برنامه اش رو دانلود و نصب كردم ،يه شماره بود توفايل پي دي اف راهنماش ۲۲۲۶۶۸۰۰ كه بايد رمز حساب رو از اونجا مي گرفتم ، يا اشغاله يا جواب نميده يا ..... زنگ زدم  پشتيباني خدمات اينترنتي : 88704518  يه آقاي بداخلاقي گفت به ما مربوط نيست ،گفتم خب چيكار كنم ؟ گفت بزن : واحد ارتباط مردمي :6414  زديم ارتباط مردمي  : اگه كارتون اينه با يك ،اونه دو ،........فكر كنم ۵ رو زدم تماس با كارشناس ،گفت شما نفر اول ،سه دقيقه در نوبت خواهيد بود ،نوبتم شد ،كارشناس ۷۱۴ ،سلام ،من مشكلم اينه ،فرمودند : والا اين همراه بانك هنوز متولي نداره ،نمي دونم چيكار بايد بكني !!


نتيجه اخلاقي : اينترنت ،وبسايت هفت دست ،خدمات  ،پاسخگويي هيچي !


منهم باروش  T&E  ،سعي و خطا يا همون (گوتدالاماخ) برنامه رو از  ويب سايت بانك ملي دانلود و نصب كردم ،ثبت حساب يه مدت وقت گرفت ،رمز حساب هم ....خلاصه روز سوم  اون چيزي شد كه تو راهنماي پي دي اف اش بود ،با شعفي هر چه تمامتر از دسترسي به اين سيستم نوين در عرصه بانكداري و همراهي با تكنولوژي ،اولين درخواست خود را از سيستم همراه ملي بانك نموديم ،گردش سه حساب آخر :

اس ام اس آمد بدين صورت :

حقوق : (فلان قدر +)نمي گم چقدر ،  كه مسئولين خجالت مي كشند،چون زير خط فقر هستش.

برداشت : (بتركي همه حقوق،تا ريال آخر -)

خدمات اينترنت : -۲۱۰۰۰ ريال



نه خدائيش نگفته بود يه اس ام اس ۲۱۰۰۰ ريال هزينه خواهد داشت. 

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  585 ام  
هفتصد سال

یه روز یه خانومه که ماشینش قدیمی و خراب شده بوده تصمیم میگیره که به شوهرش یجوری  غیر مستقیم بگه که یه ماشین نو میخواهد. به شوهرش میگه عزیزم روز والنتاین نزدیکه. لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو تو 4 ثانیه بره و رنگش هم آبی باشه.

خرید آقا چی  میتونه باشه؟!


بقيه اش رو داشته باشين
 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  584 ام  
هفتصد سال

دو تا وبلاگنويس كه مراحلي از سير و سلوك را گذرانده بودند !! از وبلاگي به وبلاگ ديگر نظر مي دادند ، سر راه خود مطلبي را ديدند .

دومي بلا درنگ نظر داد. 

 

آن دو به مطالعه و  وبگردي خود ادامه دادند ،خود نوشتند  و در وبلاگهاي بسياري نظر دادند تا به مقصد رسيدند. در همين هنگام دومي  كه پستهاي ديگران را كپي مي كرد ،خطاب به همراه خود گفت:« دوست عزيز! ما  نبايد از خودمان چيزي بنويسيم ،نوشتن نظر شخصي و ابراز نظر بر خلاف عقايد و مقررات ،مكتب ماست ،در صورتي كه تو هم خودت مي نويسي و هم نظر شخصي مي دهي.»

اولي با خونسردي و با حالتي بي تفاوت جواب داد:« من مطالعه كرده ،نوشته  و نظر مي دهم ولي تو هنوز به نوشته ديگران چسبيده اي و رهايش نمي كني


حرف حساب

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  581 ام  
هفتصد سال

Kiseh hava va Mamanbozorg  (ایربگ و گراندما)

 

بوق نزن بچه ! 


دوستان طرز نصب ويديو رو پرسيدند اين هم راهنماي تصويري :

 


بقيه اش رو داشته باشين
 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  582 ام  
هفتصد سال

 اپيزود يك :

فارغ از هرگونه غرض ورزي ،شنيده ها و ديده هايت را با معلومات ،تحصيلات و تجربيات خود بسنجي و بتواني تركيب درستي از آنها را مكتوب و  در معرض قضاوت ديگران قرار دهي ، اين بسي شيرين است.

 اپيزود دو :

ذهني را تصور نماييد كه نه پرورش يافته نه كسب دانشي ،نه تجربه اي ،نه دركي از مسائل و نه قدرت فهم ان ،به مثابه شخصي كه پلاكاردي حمل مي نمايد و با شوري شگفتي آفرين (كه ديدن آن هر توريستي را به وجد مي آورد) مرده باد ،زنده باد فرياد مي زند ،از مدينه فاضله ايي صحبت مي نمايد كه روياهايي  است كه ديگران برايش جزو ضروريات رسم كرده اند ،اما نه قادر به نوشتن "مدينه " بوده ، نه حتي قادر به خواندن نوشته پلاكاردي كه حمل مي كند ،(حتي پارچه پلاركاردش هم توليدي آن توريست خيالي است .)

آنچه را كه با غسل تطمیع مغزش ،بدست آورده ،پذيرش آن توسط  ديگران را حق مسلم خود مي داند ،نه جرات نوشتن دارد نه فهم  آنچه را كه نوشته اند.

دراين ميان نمود اين ذهن چيزي نيست جز : هوچي گري.  


نظري در مورد مكان احداث برج 58 طبقه كه مقرر است همچون شهد گل از براي زنبورها ،توريست كلكتور باشد ،موجبات ابراز نظراتي متفاوت گرديد ،ملاحظه ميشود نظراتی که حاکی از عدم تحمل رای دیگران بوده  ،از رده سني و طيف مشخصي ميباشد ،كه نه توان بررسي ،مطالعه داشته و نه فهمی از مقايسه و اين زمينه ساز بستري است كه  پوچي را به ارمغان خواهد آورد.


 در حاشیه :

دکتر چمران : " می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را می پذیرم. اما می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد،  "بی تقوا  "است ."

کامنتهای پست دیگران کاشتند ....


زير حاشيه :  حرف حساب و مصیبت وبلاگهای یکبارمصرف  ، علت تهاجم گروهی ملخ‌ها !

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  580 ام  
هفتصد سال

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  583 ام  
هفتصد سال

 

The Merchant of Venice is a 2004 movie based on Shakespeare's play of the same name.

Music by: Jocelyn Pook
 

 اطلاعات تکمیلی  فيلم  ، موزیک از فورشیر                             

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  579 ام  
هفتصد سال

نه این دفعه دیگه با برج کاری ندارم  ،

می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای "اینشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است. فکرش را بکنید که:

اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود ! 

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  578 ام  
هفتصد سال

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه : امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه...!

بعد با  اشاره  به برج ۵۸ طبقه رو به  دانشجوها میگه : با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که برج ۵۸ طبقه  وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه...،بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...،روزی که نمره ها اعلام شده بود ، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود: کدوم برج ۵۸ طبقه ؟ 


می پرسین کدوم دانشگاه ؟ فرقی نمی کنه اون برج از همه جا دیده میشه .

كمبود كلسيم در تبریز

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  577 ام  
هفتصد سال

خانم میانسالی سکته قلبی میکنه و اونو می برند به بیماستان…

زن که حالش بسیار بد شده بوده و داشته مرگ رو عملا جلوی چشمانش می دید فکر کرد که دیگه کارش تمامه اما بیکباره یک فرشته رو میبینه و ازش میپرسه: من کی میمیرم؟ فرشته: چهل سال و شش ماه و دوازده روز دیگه…!

خلاصه زن رو عمل میکنند و خوب می شه و از مرگ نجات پیدا میکنه…! زن که حالا به زندگی امیدوار شده بوده، تصمیم میگیره که بینی خودشو عمل کنه! پس از اون عمل لیپوساکشن انجام میده! و چند عمل زیبایی و غیره نیز انجام میده! حتی ابروهاش رو هم عمل میکنه…!

وقتی زن از بیماستان مرخص میشه و قصد عبور از خیابان رو داشته با یک آمبلانس تصادف میکنه و درجا کشته میشه…! همینطور که روحش داشته از جسمش خارج می شده فرشته رو میبینه! و بهش میگه: تو که گفتی من چهل سال دیگه زنده هستم؟! پس چرا منو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟!

فرشته پاسخ داد: ببخشید! وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!!!

منبع: آزاد برداشت


نصب ویندوز :

 يك نفر در و پنجره ساز بوده، ميره خواستگاري، ازش ميبرسن: چكاره‌اي؟

ميگه: ويندوز نصب مي‌كنم.

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  576 ام  
هفتصد سال

مخاطب با شنيدن اين جمله بلافاصله به ياد خدا مي‌افتد كه احساس حضورش، همه انواع تنهائي‌ها را زايل مي‌كند؛ بنابراين وجه اول شعار، وجه اخلاقي و عرفاني آنست.
ارتباط از جائي شروع مي‌شود كه تنهائي تمام شده است. ما متوليانِ ايجاد ارتباطيم؛ بنابراين حضور ما مي‌تواند به معناي حذف تنهائي تلقي شود.
تنهائي را طاعون انسانِ قرن 21 مي‌دانند؛ زيرا تنهائي، به تنهائي، زمينه‌ساز انواع افسردگي‌ها و روان‌پريشي‌هاي انساني است. ما با پيشكشِ ارتباطي دقيق و سريع، به جنگ اين طاعون مي‌رويم.
تلقين ايده‌آل‌ها، موجد انرژي مثبت است بنابراين مرور و واگويه "هيچكس تنها نيست"، "هيچكس مريض نيست"، "هيچكس فقير نيست"، "هيچكس جاهل نيست" و جملاتي از اين دست، ما را به خوش‌بينانه‌ترين ايده‌آل‌ها و مدينه‌فاضله‌هاي بشري سوق مي‌دهد.

بخشی از  مباني منطقي انتخاب «نام»،« نشان»،« رنگ» و«شعارتجاري» شركت ارتباطات‌سيار .


  حراف اول رو هم ببینید.

 همراه دوم


 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  575 ام  
هفتصد سال

اين پست تحقيقي است درباره انواع طرز تهيه مطلب و مقاله .

و اما بعد ،ساده ترين حالت اين است كه شخص نشسته ،خوابيده يا آويزان در منزل ،محل كار ،توالت يا حمام اصلا فرقي نمي كند ،ايده اي ،موضوعي بر ايشان متبادر به ذهن مي شود يا نمي شود ،اگر شد كه ادامه آن انواع دارد ،بسي متفاوت.

آن ايده ،موضوع ،ترواشات ذهني را اگر اكونومي باشد ،بر روي كاغد آورده يا بصورت انگشتي در ورد تايپ مي كند ،فرست كلاس باشد در ديكتافون ثبت ،خيلي هم فرست كلاس و VIP  باشد به منشي خود ديكته می نماید ،اينها فرع بوده ،مهم چيزي است تراويده و ثبت شده است،كه به اين نوع تراواشات "تاليف" گويند.

براساس ايده متبادر به ذهن شايد ،از اينترنت سرچ نمايد ،ممكن هم هست از پاپي ،مامي و آموزگار ، استاد .... كسب علم نمايد ،شايد هم در اين بين مطلبي طويل و دراز احيانا به زبان بيگانه يافت مي نمايد ،و سر و دمش را زده و با يك ترجمه تافلي ايت ايز دور ،دت ايز ويندوز ،بزبان شيرين فارسي و احيانا آناديلي توركوخ بيز ترانسليشن[1]  نمايد كه به آن هم "ترجمه و تلخيص" گويند ،كه برعكس آنهم درست است .

نوع ديگر كه با ميكس[2]  تراوشات ذهني با مطالب ديگران بصورت كوكتل تهيه ميشود را " اقتباس" گويند.

يه دونه هم "گرته برداري" داريم ،دروغ چرا ؟ نه مي دونم چيه ؟ نه حوصله اش رو دارم ،از گوته هم بدم مي آد.

نوع خطرناك ، ويروسي و متاسفانه شايع در وطن "كپي ،پيست " است اگر بد آموزي نباشد ، بدين منوال است كه شخصي كه هيچ حرفي براي گفتن ندارد ،ايده ،مطلب ،مقاله ،عكس و...ديگران را حتي اگر بر آن خلافكار ثقيل هم باشد ،با دو كليد جادويي كه جناب بيل گيتس ،براي مصارف انسان دوستانه ابداع كرده بود ،بي شرمانه كپي و با سلاح سرد ديگر در جايي ديگر به اسم خودشون پيست مي نمايند.

 

با پيست مطلب ديگران با فونت گودزيلايي در وبلاگ خود و شرعي كردن موضوع با درج نام و نشان نويسنده اصلي با نانو فونت و رنگ متمايل به بيرنگ بصورت :

" منبع : فلان كس" 

در انتهاي مطلب سمت راست پايين،كه همان گرفتن محلل مي باشد ،عمل خلاف و شنيع خود را قانوني جلوه داده ،خود را از هرگونه اتهامي مبرا مي نمايند.

خاطرنشان مي سازد عشق به نوشته ، مطلب و زحمت ديگران ،با درج لينك ،يا پيوند روزانه و يا اشاره به آن قابل ستايش است ،اما كپي پيست عملي است مذموم در حد استمناء.


[1] Tarjomeh

  [2] Makhlot cardan

منابع و مراجع :

۱. فردوسي ،ابولقاسم - ۳۲۹ هجری قمری -شاهنامه - ديوان وتوران.

۲.ناشناس ،جزوه  زيرميزي -چگونه مطالب  و عملکرد ديگران را به نام خود ثبت نماييم.

۳.پروفسور نيازي لودس- ترجمه دكتر مهدي مدرس اول -حشره شناسي - ساس و مقابه با آن.

1.Geits,Bil-Guides to Using Microsoft Word.

2.Navehzadeh Natigeh Ferdodi-Phinglish .


شایع که میگم براساس موارد مشاهده شده است  ،دوستي هم مبتلا شده بود همين مورد رو ،خوشبختانه با اعلام مشكل شون ،مثل آقا ها قبول اشتباه كرده ،اون پست رو بلافاصله حذف نمودند ،آدرس وبلاگ ايشان در دبيرخانه وبلاگ "تبريز و من" محفوظ است،حالا هم جزو دوستان ما هستند.

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  574 ام  
هفتصد سال

Chandni Chowk To China

از چندیچاک تا چین ،بالاخره پای هندیها هم به فوربیدن سیتی باز شد ،با کارگردانی یک هندی ،محصولي از : WARNER BROS. PICTURES  و بازیگرانی از هند ،چین ،ژاپن وپاکستان ،کمدی و کاراته ... 

اگه بالايي رو نتونستيد گوش بديد ،اینهم لینک موزیک فیلم .دکی ما هم گیر داده ویزیت فقط با فورشیر !

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بی طبقه،متفرقه یا آش شله قلمکار    نوشته  567 ام  
هفتصد سال

برای دیدن عکس با توضیحات اگه تنوستید برید اینجا ،کلیک کنید.

نتونستيد اينهم لينكي كه دكي زحمتش رو كشيدند!

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  573 ام  
هفتصد سال

ال ساخلا ،ال ساخلا  (دست نگه دار، دست نگه دار) این عنوان پیشنهادی این پست بود که در آخرین لحظه به دیگران کاشتند و ... تغییر یافت.

هموطن گرانقدری در یکی از پستهای وبلاگ شریفشون بر خود واجب دانسته در تایید تخریب باغلرباغی ،اشجار منطقه و احداث برج ۵۸ طبقه توسط شهرداری با همیاری یک تریلیاردر تبریزی ،نظرات كارشناسي خود را با استعانت از مقدار فراواني علامت "!" اعلام نموده اند.

به عنوان یک شهروند تبریزی و عاشق خاک آن که به هیچ دسته و مرام و بازی های مرسوم وابسته نبوده و شدیدا هم از این زد و بندهای جهان سومی متنفرم ،حقیر به شخصه نه سهامدار باغلر باغی بوده و نه دلبستگی به آن مکان داشته و دارم ،معدود مراجعه به باغ باغها هم به اصرار کوچولوهای فامیل و درخواست مهمانان مسافر حقیر بوده است.


بقيه اش رو داشته باشين
 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  572 ام  
هفتصد سال

در راستای خدمات "نوین"  شهری و برقراریی خطوط بی آر تی به ضرب و زور ،«راستی اینهم بگم قبل انقلاب و سی سال قبل انقلاب این فناوری نبود و ما این تکنولوژی رو برای شما به ارمغان آوردیم» سوار شدن به این اتوبوسهای تندرو هم حکایتی است ،عین رفتن به گردش و تفریح با تورهای مسافرتی !

رفت و آمد در شهر با سواری  ،حرکت در ارتفاع پایین «Low level» می باشد ولی با استفاده از این اتوبوسها  ،شما پرواز در ارتفاع بالا «High level» را تجربه خواهید کرد ،موضوع جالبی که به هنگام استفاده از اتوبوسهای BRT در تبریز نوردی متوجه شدم ،سیمای شهر بود ،در و دیوار و مغازه های شهر در ارتفاع ۳ الی ۴ متری از سطح شریف و خاک پاک تبریز ،گاهاً شیک و لوکس ،اکثریت در حد نه چندان متعارف و مناسب و بعضا هم کثیف و زننده می باشد ،قربونش برم فیتوشاپ هم که با این سفره های پلاستیکی «فکر کنم بنر نام دارند» دست به دست هم دادند و تابلو سر در مغازه ها رو با بهره وری از چند تا سی دی گرافیکی تشکیل دادند ،هرچند موضوع تابلو ها گاها خنده دار و بیشتر از انچه که موضوع کسب و کار صاحب مغازه رو نشون بده ،آرزوهای دست نیافتنی صاحب مغازه رو به تصویر کشیده ،باری با پرواز در  ارتفاع بالا «High level» متوجه میشوید که :

ای دل غافل چه سیمای شهریی کثیف ،زننده ،شرم آور و مشمئز کننده ای داریم ،نمای آجری به یادگار مانده از سالهای دور از سه راه خاقانی تا قونقاباشی «میدان قونقا» ،متاسفانه فراموش شده است و دیدن آن در وضعیت فعلی هر دوستدار هنر و معماری سنتی تبریز را پریشان خواهد کرد ،نمای آجری سنتی که هنوز هم دیدن چیدمان آنها برای من لذت بخش است ،اکنون جای خود را به تقلید کورکورانه و ...... از نمای های مدرن داده است ،نماهایی که نه به شهر ،نه به ملت ،نه به  فرهنگ و نه حتی به خلق و خوی ما میخورد ،استفاده نابجا از نماهای شیشه ایی ،آلومینیمی و بکار بردن نابجای رنگهایی مانند قرمز و نارنجی در نمای شهری بدون ملاحضه موقعیت مکانی و بافت شهری کاری بدون مطالعه و تقلید کورکورانه می باشد و فقط تاسف می ماند برای آنچه که به علت  نالایقی از دست داده و برآن اصرار هم داریم.


تبريز نگيني در معماري مشرق زمين

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  559 ام  
هفتصد سال

خب پرواز بین تبریز و  اهرِ، مراغه و میانه نیست که بگیم مدیر پروازی ،براساس برآورد واحد مطالعات اجتماعی وبلاگ "تبریز و من" مدیران و مسئولین شهر تبریز به نسبت ذیل می باشند :

 

۱.۷۵٪ هم بعضی ها هستند،همون پروازی ها ،۰.۰۷٪ هم برو بچه های تبریز البته به نوعی فامیل سببی  با مهاجران!!

مدیران پروازی تبریز

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  568 ام  
هفتصد سال

دو چیز انتها ندارد.جهان و حماقت انسان.البته درباره ی اولی شک دارم.

آلبرت انیشتین


اول وقت : " مجاز " ،سر ظهری : "  مشترک گرامی .... " ،فرداش : ،سر ظهری : "  مجاز  " ....

نمونه یک (سایت معتبر عکاسی) نمونه دو ( شما بگین ...)

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  569 ام  
هفتصد سال

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  561 ام  
هفتصد سال

دومين پست وبلاگ جديدالتاسيس "انشاء" به مديريت ، دوست ديجيتال گرامي ، خواننده دائمي وبلاگ حقير  و مدافع حقوق زنان مرضيه بانو با اساسنامه اي متفاوت از وبلاگ سابق ايشان " ظلم نامه" ،اين قسمت يه ديالوگ تكراريه : "بهانه اي شد براي نوشتن اين پست !"
موضوع نقد سريال كلاه فرنگي بود يا توت فرنگي يا .... بهرحال نسخه اي كه من ميخواهم براتون بپيچم اينه (كمال همنشين رو مي بيني ،با يه دوكتور لينكلن شديم ما هم رفتيم تو تريپ دوكتوري !)
اره ،جونم واستون بگه ،نيروگاه هاي برق آبي كه قربونشون وزير نيرو بره ،آبشون كجا بود كه به شما نيرو بدهند؟اون يه ذره آبي رو هم ذخيره كرده بوديم ،قمي ها سيل كردند ،رفت! برو بچه هاي نيروگاه هاي آبي هم كه پشت دريچه هاي سدشون يه قل دوقل بازي مي كنند،نيروگاه هاي حرارتي هم كه با سوزوندن يه عالم مترمكعب گاز ترش و شيرين و گازوئيل ،چندر مگاوات برق توليد مي كنند ،كه مصرف اونهم به منتي كه پشت سرش هست نمي ارزه!
در امتداد سخنان عموبرقي ،همه با هم بگين "هرگز نشه فراموش ،لامپ اضافه خاموش " و "صرفه جويي هنر است " ،نتيجه مي گيريم كه : به هنگام پخش اينگونه فيلم و سريالها بهتر است تلويزيون خود را خاموش و چندي هم با اهل منزل ،همسر و بچه ها و خانواده خود صحبت "چت حضوري " فرمائيد كه بنا به گفته روانشناسان بسي فائده داشته و موجبات نشاط در خانواده مي گردد و علاوه بر آن ،هموطني كه در مناطق محروم و دور افتاده از چقدر مگاوات برق تبليغاتي فقط دو سه كالاندا نور لامپ 60 وات نصيبش مي گردد از اين نعمت با منت هم بهره اي داشته باشد ،شما چه آن سريال را ببينيد ،چه نبينيد تمامي عوامل و دست اندركاران دستمزدهاي ميليوني خود را از ماليات پرداختي من و شما ،تمام و كمال گرفته، در انتها هم مدال ،تقديرنامه و سكه و فلان و بهمان هم از دست آقاي ضرغامي خواهند گرفت.
پس چه بهتر كه : در اينگونه مواقع فقط و فقط دستگاه تبليغاتي خود را ترن آف نماييد.

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  566 ام  
هفتصد سال

صمممممممممممممممممممد،کجایی که بابکت رو  کشتند.

بک تو فیوچر! (Bazghasht be ayandeh)

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  570 ام  
هفتصد سال

اینجا خیلی قبلاها یه اداره بود،بعد شد رستوران (منو قبلی رستوران رو حتما ببینید) ،اوائل مدیریت کارآمدی داشت ،خانم شکیبایی ،ایشون رفت ،کلاس تالار هم رفت ،حالا چرا موضوع این پست شد این ؟کامنت عزیزی (با عنوان azarab ) در پست پخله و پخله سویی ،بله همون دیالوگ تکراری : ما را برآن داشت در راستای شفاف سازی و .....

 پ.ن : اینجا جای خوردن هست  ،خوردن میگم ها ،مثل بخور بخور یالا بخور شهریاری ،بعضی ها چوپون اومدند برج ساز رفتند.

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  562 ام  
هفتصد سال

نوآوری در زباله دانی ،ذوق و سلیقه هم که فراوون ،فقط رنگ سبزش یه نمه ضد حاله!

حالا ارابه ژول سزار هستش یا بن هور باید از بچه های محل پرسید.


ساسی مانکن،نی ناش ناش

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : نوآوری،خلاقیت و قس علیهذا    نوشته  560 ام  
هفتصد سال

برو بچه های ٢٠:٣٠  گیر داده بودند به سد معبر خیابان توسط ارگانها ،سازمانها و کسبه ،فرماندهی محترم راهنمایی و رانندگی از برخورد قاطع با این موضوع که تجاوز به حریم عمومی می باشد خبر داد .نقص حقوق عمومی توسط افراد عادی و کسبه بازار بعلت مشخص بودن فرد خاطی(صاحب مغازه) توجیه پذیر و قابل پیگیری است ولی اعمال این خلاف توسط سازمانهایی که برای مردم فعالیت می کنند و بدتر از آن ، ارگانهایی که خود وظیفه حمایت و حفاظت از حقوق ملت را بعهده دارند بوفور مشاهده می شود،آیا در اینگونه مواقع مدیر ارشد ارگان ،سازمان خاطی پاسخگو خواهد بود ؟ یا حراست ،مشاور حقوقی ؟

نکته جالب توجه برای فرماندهی محترم راهنمایی و رانندگی ،انجام این خلاف توسط همکاران خود ایشان در نیروی انتظامی ،ارگانهای نظامی و ...می باشد ،پاسگاه های انتظامی ،کلانتری ها ،پادگانهای نظامی داخل شهر ،ادارات گذرنامه و ..........

با آرزوی رعایت حقوق شهروندان توسط مسئولین ،یک رسوایی              عکس از آرشیو وبلاگ

 

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  565 ام  
هفتصد سال

پخله و پخله سویی ( باقلا و ..... !)

اینهم بساط ما ،باقلا پخته خونگی با گلپر و سرکه واقعا می چسبه ،بفرما :

چهار راه منصور یه باقلا فروشی بود با شهرت بین اللملی به نام " محمد پخله چی" ،باقلای پخته سرو می کرد با عصاره مربوط که با یک شیشه دوغ آبعلی هم واسه ته بندی تو سرمای زمستون (نه این زمستونهای ژنریک پاییز ) کیفمون کوک می شد ،یکی هم بود در داش مغازالاری «چهار راه شهناز- مغازه های سنگی » تکنولوژی مورد استفاده در میز سرو باقلای اون مغازه جالب بود ،یه میز بزرگ چهار گوش که تموم مغازه رو گرفنه بود و مشتریها دور تا دور اون می نشستند ،یه ناودونی هم با شیب لازم دور میز کشیده بود تا پوست باقلاها رو بندازی تو اون ناودونی وقتی هم ناودونی پر می شد با یه فلش پارچ آب پوست باقلاها به آشغالدونی هدایت می شدند!! «قدیم ها هم نوآوری بود» .

یه بار به اصرار من بهمراه منزل  «عیال» به یکی از باقلا فروشی های ولی عصر رفتیم ،مشاهده خرمگس

پخته بهمراه باقلا ها ،حالمو بهم زد .

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  564 ام  
هفتصد سال

اللهم صل علی محمد و آل محمد  

اگر احداث برج ۵۸ طبقه مثل این پله برقی ،بیلبورد عابر پیاده بشه ،اون برج هم .......

از وقتی این بیلبورد عابر پیاده نصب شده و تاحال هم راه اندازی نشده ،چقدر بیلبورد های رنگانگ رو بخودش دیده ،همین چند وقت پیش تبلیغ چای گلستان بخور ،بنز چینی ببر بود ،حالا هم دوربین دیجیتال سامسونگ ،خیال نکنید قراره تبلیغ کنم و به من هم یه دوربین ۱۳.۸ مگا پیکسلی بدهند! خلاصه این عکس رو هم  به آرشیو عکسهای این پل بدبخت اضافه کنید. 

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : مدیریت !!    نوشته  554 ام  
هفتصد سال

هی بگین جنس داخلی بده ،هی بگین ایران خودرو مدیریت کیفیت نداره ،هی بگین این ،هی بگین اون ،بفرما اینهم نسخه اوریجینال پژو ،اینهم سوخته ،می بینید که سوزش این پژو ها یک مسئله بین المللی بوده و ما هیچ گناهی نداشته، نداریم و نخواهیم داشت.

این ساری کوزی (زرد شمالی) ناپلئون قرن بیست و یکم هم عجب نظر باز پدرسوخته ایه!!

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  558 ام  
هفتصد سال

 

یه نفری اونجا بودند ،با موبایل صحبت میکرد و آدرس میدادند: گه مکه چینین یانینا.

بازار رشدیه -زیرزمین -ذزت مکزیکی ( مکه چی ) 

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  557 ام  
هفتصد سال

 

" بی تقوایی " در فرهنگ لغات  " نوین "  : پيش‌داوري منفی در خصوص اجراي طرح‌هاي شهرداري .

به يمن پيروزي انقلاب اسلامي (در بهمن ۱۳۵۷ )، احداث  هتلی 58 طبقه !  و ******* (هفت ستاره) با سرمايه‌گذاری یک متولد تبریز ،پس از بررسي‌هاي كارشناسي متعدد (نه مثل مانع های بی آر تی بلوار ۲۹ بهمن ) و با حمايت‌هاي استاندار آذربايجان ‌شرقي به تصويب رسیده است.
 اين هتل در مساحتي بالغ بر 10 هزار مترمربع و داراي امكاناتي از قبيل چهار طبقه پاركينگ زيرزميني ويژه پارك 12 هزار خودرو  (كاش يك طبقه اين پاركينگ رو در هفده شهريور جديد و قديم ،راسته دكترها مي زدند) با فناوري‌هاي "نوين"، طبقه آخر به عنوان موزه !!براي جذب توريسم (پيشنهاد : باقيمانده ارك عليشاه رو هم منفجر و چهار پنج تا تكه از خشت و آجرهاي ارك رو تو اين موزه براي جلب توريست برسم یادگار نگهداری شود. ) و رستوران‌هاي مختلف ،شهربازي و مجموعه‌هاي متنوع ورزشي است.


در همین امتداد : شهری شلوغ،شهـــــــرداری بی خیــــــــــال!!!

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : بلديه    نوشته  556 ام  
هفتصد سال

خیانت ؟

اظهارات نماینده مردم تبریز اسکو و آذرشهر ،حاکی از خیانت به شهر تبریز است ، متاسفانه بعضی افراد بواسطه رانتهای سیاسی در جایگاههای حساس و تخصصی استان قرار گرفته اند و به دلیل اینکه هیچ علقه و پیوندی با شهر تبریز ندارند ........

داد نماینده مجلس هم دراومد !

نقل قول از Azad Tabriz News  و طرفداران فوتبال ! 


از اون لحظه خلقت آدم ابوالبشر تا حال این مسله بعضی ها هنوز هم که هنوزه لاینحل و نامشخص است.

یک رسوایی

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  549 ام  
هفتصد سال

خواننده های دائمی از نجف آباد اصفهان،شهرکرد،زرین شهر و Chahar Mahall va Bakhtiari داریم ،موجب مسرت است آشنا بشیم،گپی...

 
تبليغ ممنوع      | از سلسله مقالات : واله چی بگم !    نوشته  555 ام  
هفتصد سال